بایگانی نویسنده: عتیق

برنامه ای برای صرفه جویی در مصرف انرژی

به این نتیجه رسیده ام که بیشتر مشکلات و خستگی ها ناشی از نداشتن نظم است. بی برنامگی بخش خیلی بزرگی از ذهن را درگیر می کند. اینکه نمی دانی فردا که از خواب بیدار شوی چه اتفاقی قرار است … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در تصمیم ها و برنامه ها | دیدگاه‌ها برای برنامه ای برای صرفه جویی در مصرف انرژی بسته هستند

رازِ جوانیِ روح

1- قبل ترها اصلا دوست نداشتم کِرِم بزنم. از اینکه چیزی روی پوستم باشد بدم می آمد؛ آن هم یه چیز چرب. حتی در دوره راهنمایی و دبیرستان هم لوسیون های بدبوی جوشهای دوران بلوغ را به زور استفاده می … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در تردیدها و دغدغه ها | دیدگاه‌ها برای رازِ جوانیِ روح بسته هستند

کلاس صدا – برداشت من

من فکر می کنم که آنچه که در کلاس صدا در باره تغییر ریتم و آنتراکت و تنش و آرامش گفته شد، به همان اندازه که در کلاس درس و سخنرانی و ارائه و اینجور چیزها می تواند مفید باشد، … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در تجربه های من, تردیدها و دغدغه ها | دیدگاه‌ها برای کلاس صدا – برداشت من بسته هستند

کلاس صدا – جمع بندی استاد

بعد از آن 17 ساعت پرهیجان، بالاخره زمانِ آن چیزی که همه امان منتظرش بودیم رسید. اینکه بفهمیم از این تمرین ها و ایده ها در تجربه های واقعی چگونه می شود استفاده کرد.1- استاد گفت که ایده اصلی در … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در تجربه های من | دیدگاه‌ها برای کلاس صدا – جمع بندی استاد بسته هستند

کلاس صدا – روز دوم

1- در اولین بخش کلاس، استاد  دوباره بحث آن حالتهای هفت گانه بین تنش و آرامش را مطرح کرد. سه تا از آن حالت ها را انتخاب کرد و سه اسم برایشان گذاشت. اسم حالت رهایی را گذاشت موو (به … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در تجربه های من | دیدگاه‌ها برای کلاس صدا – روز دوم بسته هستند

کلاس صدا – روز اول

من این شانس را داشتم که در یک کلاس فشرده شرکت کنم با عنوان «صدا». این کلاس بخشی از یک برنامه بود که شامل 6 دوره می شد. 3 دوره با عنوان مدیریت تراک (یک کلمه ای است که معنایش … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در تجربه های من | 4 دیدگاه

از نظر کاری…از نظر انسانی

1- دخترک دانشجوی سالهای اول پزشکی بود. با یک دفترچه آمد بالای سرم و گفت که می خواهد چند تا سوال بپرسد. تخت را کشید کمی عقب تر تا راحت تر بتواند صدای مرا بشنود. پرسید چه شده و برای … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در تردیدها و دغدغه ها | دیدگاه‌ها برای از نظر کاری…از نظر انسانی بسته هستند

اگر کاری دارید با منشی ام هماهنگ کنید!

گفتم خسته ام اما کسی باور نکرد. گفتم خسته ام اما… همه به جای اینکه باری از دوشم بردارند یک لیست جلویم گذاشتند؛ این کار باید تا یک ساعت دیگر انجام شود؛ برای این کار فقط تا فردا صبح وقت … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت های روزانه | دیدگاه‌ها برای اگر کاری دارید با منشی ام هماهنگ کنید! بسته هستند

اینجا یا آنجا

من فکر می کنم اگر آدمها یاد می گرفتند طیُ الارض کنند بیشتر مشکلاتشان حل می شد؛ می توانستند بدون نگرانی از دلتنگی و وابستگی های عاطفی در هر جای دنیا که شرایط بهتری برایشان ایجاد کند زندگی کنند؛ می … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در تردیدها و دغدغه ها | دیدگاه‌ها برای اینجا یا آنجا بسته هستند

زندگی با سرعت فیس بوکی

چقدر این فیس بوک زندگی آدمها را دستخوش تغییر کرده. چقدر با فیس بوک ناپایدار شده شادیهایمان وغصهه هایمان. در فاصله یکی دو دقیقه مرگ کسی را  تسلیت می گویی و ازدواج دیگری را تبریک. نه فرصت داری تمام روز … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در تردیدها و دغدغه ها | دیدگاه‌ها برای زندگی با سرعت فیس بوکی بسته هستند