بایگانی دسته: از هیچ و همه … بی ربطِ بی ربط

دیگر دستهایم بسته نیست!

یک روزهایی بود که از اینکه هیچ کاری برای تغییر دادن جامعه از دستم بر نمی آمد از خودم حالم به هم می خورد. یک روزهایی بود که فقط می توانستم در رویا دنیا را طوری تصور کنم که دوست … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در از هیچ و همه ... بی ربطِ بی ربط, تجربه های من | ۵ پاسخ

از فردا…

این روزها بیشتر از همه چیز به «گوش» نیاز دارم. به اینکه یکی باشد و غرغرهایم را بشنود. بعضی وقتها گلویم درد می گیرد از بس حرف می زنم. مطمئنم گوش طرف مقابل هم همینطور. ولی اینقدر نجیب اند که … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در از هیچ و همه ... بی ربطِ بی ربط | ۲ پاسخ

فهمیدی؟… نه…

می گوید شهرداری در مرکز شهر اینترنت مجانی در اختیار آدمها گذاشته. می گویم این تنها راهی است که با آن می شود آدمها را کشید به فضاهای شهری؛ وقتی اینترنت نداری احساس می کنی از دنیای آشنایت و آدمهایی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در از هیچ و همه ... بی ربطِ بی ربط, یادداشت های روزانه | ۲ پاسخ

از شنیده ها… بدون شرح

۱- یکی از گداهای سر چهارراه درآمد روزانه اش را می برد پیش سبزی فروش محل که برایش بشمارد. به گزارش سبزی فروش او هر روز دست کم صد هزار تومان درآمد دارد. ۲- از شیوه های جدید دزدی، دزدیدن … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در از هیچ و همه ... بی ربطِ بی ربط, سفرنامه | دیدگاه‌ها برای از شنیده ها… بدون شرح بسته هستند

آی موتورسوارها…

با اتوبوس رفته بوده مرکز شهر. توی راه برگشت، یک موتورسوار آمده توی خط ویژه و پیچیده جلوی اتوبوس. راننده پیاده شده به دعوا. شاکی بود که چرا ۵۰ نفر مسافر را توی گرما رها کرده و ایستاده به جر … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در از هیچ و همه ... بی ربطِ بی ربط, سفرنامه | دیدگاه‌ها برای آی موتورسوارها… بسته هستند

خلا

۱- دخترخاله ام جاری دار شده. مادرشوهرش ماشین لباسشویی بوش عروس جدید را زده توی سر عروس اولی که هفت هشت سال پیش ۵۰ میلیون تومان جهیزیه آورده. دخترخاله ام که عروس وسطی است مکالمه اشان را برای ما تعریف … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در از هیچ و همه ... بی ربطِ بی ربط | دیدگاه‌ها برای خلا بسته هستند

سیستم امتیاز دهی زنانه

دارم یک کتاب می خوانم در باره تفاوت های رفتاری زنان و مردان. این کتاب را یکی از دوستانم زمانی که ازدواج کردم داد و گفت که حتما بخوانم. من نخواندم. چون اسمش این است: چرا مردان زیاد دروغ می … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در از هیچ و همه ... بی ربطِ بی ربط, یادداشت های روزانه | ۲ پاسخ

دوری

آدم وقتی می فهمد چقدر دور است که همه خانواده اش، فامیلش، شهرش، مملکتش در تب و تاب یک اتفاقی باشد اما او اصلا متوجه نشود. او اصلا نقشی نداشته باشد در این اتفاق. اصلا از آن تاثیر نپذیرد. اصلا … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در از هیچ و همه ... بی ربطِ بی ربط, یادداشت های روزانه | دیدگاه‌ها برای دوری بسته هستند

دو

امروز تعداد بازدیدهای اینجا و پرشین بلاگ با هم یکی شد. ۱۷۶۰ تا. هر کدامشان هویت خودشان را دارند و من هم سرگردان از این یکی به آن یکی. فکرش را که می کنم می بینم شاید هم بد نباشد. … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در از هیچ و همه ... بی ربطِ بی ربط, فیلسوفانه, وبلاگ | ۲ پاسخ

مغزم را جا گذاشته ام

دلم می خواهد یک چیزی بنویسم اما مغزم را جا گذاشته ام. نمی دانم کجا. نشسته ام اینجا توی جلسه اما انگار دارند به زبان چینی حرف می زنند. هیچی نمی فهمم. حتی واقعا هیچی نمی شنونم. انگار که یک … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در از هیچ و همه ... بی ربطِ بی ربط, یادداشت های روزانه | دیدگاه‌ها برای مغزم را جا گذاشته ام بسته هستند