بایگانی دسته: مادرانه ها

عاشقتم کوچولوی مستقل دوست داشتنی

دیگر نمی شناسمت. قدمهای محکمت را که اصلا شبیه نوزادی نیست که دو سال پیش حتی نمی توانست از جایش بلند شود یا بنشیند. برای خودت شده ای یک شخصیت مستقل که تصمیم می گیرد، انتخاب می کند، ترجیح می … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در مادرانه ها | دیدگاه‌ها برای عاشقتم کوچولوی مستقل دوست داشتنی بسته هستند

بدون عنوان

امروز با رها رفتیم اتوبوس سواری… با هم شهر را از توی اتوبوس دیدیم. رها خیلی دوست دارد سوار اتوبوس شود. من هم وقتی بچه بودیم خیلی دوست داشتم و البته آن موقع زیاد اتفاق نمی افتاد که ما با … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در مادرانه ها, یادداشت های روزانه | دیدگاه‌ها برای بدون عنوان بسته هستند

چرا خارجیها به جای اینکه بچه دار شوند سگ نگه می دارند؟ یا… آیا ما آنقدر قوی هستیم که پدر و مادر شویم.

۱- سگ خیلی خیلی بیشتر از بقیه حیوانات و حتی بعضی وقتها انسان باهوش و وفادار است. می توانید مطمئن باشید که به همان اندازه که نیاز دارید شما را درک می کند، همانگونه که هستید می پذیرد و به … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در از هیچ و همه ... بی ربطِ بی ربط, مادرانه ها | ۲ پاسخ

It’s a classical dilemma between the head and the heart

می گویند خودت را همانطور که هستی بپذیر… من مدتهاست که این یک روز در میانی ام را پذیرفته ام؛ اینکه یک روز خیلی خوب و با راندمان بالای نود درصد کار می کنم و روز بعدش خودم را هم … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در مادرانه ها, یادداشت های روزانه | دیدگاه‌ها برای It’s a classical dilemma between the head and the heart بسته هستند

آیا کاری که انجام می دهم درست است؟

۱- به همان سرعتی که من دارم تجربه های ذهنی ام را کنار می گذارم، دوستانم دارند این گونه تجربه ها را وارد زندگیشان می کنند؛ انگار که زندگی و تجربه هر کداممان، با کمی اختلاف فاز، تکرار زندگی و … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در تردیدها و دغدغه ها, مادرانه ها | دیدگاه‌ها برای آیا کاری که انجام می دهم درست است؟ بسته هستند

The more you believe, the hard you fall …

می خواستیم امسال جشن تولد رها غریبانه نباشد. همه چیز را تدارک دیده بودیم. حتی با اینکه می دانستیم هیچ کداممان کیک نمی خوریم یک کیک حسابی خریدیم. بادکنک و آویز و فشفشه و کلاه بوقی و آب نبات و … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در مادرانه ها, یادداشت های روزانه | ۲ پاسخ

برای همه امان متاسفم

برای همه امان متاسفم. در شب تولد دخترم به جای اینکه برایش بنویسم که زندگی بهترین فرصتی است که خدا به انسانها داده باید برایش بنویسم که متاسفم از اینکه باعث آمدنت به این دنیا شدم؛ دنیایی که باید در … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در تردیدها و دغدغه ها, مادرانه ها | دیدگاه‌ها برای برای همه امان متاسفم بسته هستند

اندر فواید داشتنِ الگو

۱- همیشه می گفتند از پیامبر الگو بگیرید. می شنیدیم که حضرت زهرا برای زنها الگوست. هیچ کس توضیح نمی داد که این یعنی چه و من همه اش فکر می کردم چگونه می توانیم از کسانی الگو بگیریم که … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در تردیدها و دغدغه ها, مادرانه ها | دیدگاه‌ها برای اندر فواید داشتنِ الگو بسته هستند

عطیه یا مامان

رها دارد دو ساله می شود و من دو سال است که مادرم و باور کردنش هم برای خودم سخت است و هم برای رها. قبل تر ها همیشه مرا عطیه صدا می زد. تازگی ها یاد گرفته که بگوید … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در تردیدها و دغدغه ها, مادرانه ها | دیدگاه‌ها برای عطیه یا مامان بسته هستند

اخلاق های بیخود من

امروز بالاخره بعد از یک سال و خورده ای دانشجو شدن رفتم توی رستوران دانشگاه غذا خوردم. اصلا برای کارت دانشجوییم برچسب سال جدید نگرفته بودم. حتی نمی دانستم که چگونه باید کارت را شارژ کنم… ولی دیگر چاره ای … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در تردیدها و دغدغه ها, مادرانه ها | دیدگاه‌ها برای اخلاق های بیخود من بسته هستند