بایگانی دسته: مادرانه ها

عشق نفرینی است…

در یک مراسم سخنرانی منتظر نشسته بودم و مطابق معمول داشتم ایمیل های عقب افتاده را جواب می دادم که کلمه ای توی صحبت های دو نفر که پشت سرم نشسته بودند توجهم را جلب کرد. خانمی بود که داشت … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در رها, مادرانه ها | ۶ پاسخ

عصر بخیر موسیو ژیراف

دو هفته اول مدرسه رفتن رها برای من کابوس بود. حالا که می توانم از آن بنویسم یعنی… گذشته ام. گذشته برایم. اما آن روزها این کابوس فلجم کرده بود. رها مدرسه را دوست نداشت. حق داشت. مدرسه زیادی بزرگ … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در رها, مادرانه ها | ۲ پاسخ

مسابقه هوش یا چه چیز غیر معمولی در این عکس وجود دارد؟

عکس بالا را با دقت نگاه کنید. نقطه قهوه ای رنگی که در وسط تصویر می بینید موجودی است به نام مونبار. مونبار عروسک کلاس رهاست در مدرسه. همه فعالیت ها و برنامه ها و داستان ها بر محوریت او … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در رها, کهنه خاطرات, مادرانه ها, یادداشت های روزانه | ۹ پاسخ

مایی که تکرار پدرها و مادرهایمان هستیم…

۱- مادر: توی بچگی، بزرگترین انتقادم به مادربزرگم این بود که هر وقت می رفتیم خانه اشان، غذا یا آبگوشت داشتند یا سر گنجشکی یا تاس کباب. می گفتم برای من همه اینها آبگوشت است فقط شما برای اینکه ما … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در بودن, مادرانه ها | ۳ پاسخ

چگونه بچه بزرگ کنیم یا بالاخره کی باید به حرف کی گوش کند؟

یعنی این پزشکان اطفال و روانشناسان ما پدر و مادرها را گذاشته اند سر کار. رفتیم دکتر. گفتیم که بچه امان حرف گوش نمی کند و همه اش می گوید نه. گفت باید بفهمد که این پدر و مادرند که … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در مادرانه ها | ۲ پاسخ

یک حقه مادرانه یا چه کار کنیم تا بچه امان به حرفمان گوش کند؟

مقدمه: ۱- عنوانی که گذاشته ام دقیقا معنایش این است که دوباره یک جایی رفته ام بالای منبر و شروع کرده ام به موعظه و نصیحت و ارائه راه حل. ولی چون برای خودم هم جالب بود اینجا می نویسم.۲- … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در رها, مادرانه ها | دیدگاه‌ها برای یک حقه مادرانه یا چه کار کنیم تا بچه امان به حرفمان گوش کند؟ بسته هستند

رابطه

از صبح دارم با خودم فکر می کنم که آیا باید به رها یاد بدهم که آدم باید اسباب بازی هایش را به دوستانش بدهد حتی اگر آنها اسباب بازی اشان را به او ندادند یا به او بگویم که … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در مادرانه ها, هیچ | دیدگاه‌ها برای رابطه بسته هستند

پندهای خاله خرسه یا وقتی مامان از هر فرصتی برای دادن پند اخلاقی استفاده می کند

رها: بابا بیا بریم استخر سرحال بشیم.من: رها جون تنها چیزی که آدم رو سرحال می کنه خوابه! پی نوشت: اگر از سابقه داستانهای من با خواب رها مطلع نیستید این پست را بخوانید.

ارسال شده در رها, مادرانه ها | یک پاسخ

رها و تارا

آیدین را قبل از آن شب چند بار در جمع ایرانیان دیده بودم. در مورد معماری حرف زدیم. قرار یک کار هم گذاشتیم؛ اینکه برای مجله ما با یک معمار فرانسوی مصاحبه کند؛ اما فقط در همین حد. کلیات و … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در رها, کهنه خاطرات, مادرانه ها | ۳ پاسخ

کودکان وارث خاطرات تلخ مادرانشانند…

دو سال و چند ماه پیش، اولین ماههای بارداریم، زمانی که فکر می کردم زندگیم در اوج است، یک روز تعطیل مثل بقیه روزهای تعطیل دیگر از خواب بیدار شدم. بدون اینکه بدانم قرار است سخت ترین و بدترین روز … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در تردیدها و دغدغه ها, مادرانه ها, یادداشت های روزانه | دیدگاه‌ها برای کودکان وارث خاطرات تلخ مادرانشانند… بسته هستند