بایگانی دسته: رها

عشق نفرینی است…

در یک مراسم سخنرانی منتظر نشسته بودم و مطابق معمول داشتم ایمیل های عقب افتاده را جواب می دادم که کلمه ای توی صحبت های دو نفر که پشت سرم نشسته بودند توجهم را جلب کرد. خانمی بود که داشت … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در رها, مادرانه ها | ۶ پاسخ

عصر بخیر موسیو ژیراف

دو هفته اول مدرسه رفتن رها برای من کابوس بود. حالا که می توانم از آن بنویسم یعنی… گذشته ام. گذشته برایم. اما آن روزها این کابوس فلجم کرده بود. رها مدرسه را دوست نداشت. حق داشت. مدرسه زیادی بزرگ … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در رها, مادرانه ها | ۲ پاسخ

مسابقه هوش یا چه چیز غیر معمولی در این عکس وجود دارد؟

عکس بالا را با دقت نگاه کنید. نقطه قهوه ای رنگی که در وسط تصویر می بینید موجودی است به نام مونبار. مونبار عروسک کلاس رهاست در مدرسه. همه فعالیت ها و برنامه ها و داستان ها بر محوریت او … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در رها, کهنه خاطرات, مادرانه ها, یادداشت های روزانه | ۹ پاسخ

من «مامان» شدم.

رها سه سال و نیمش است. اما تازه توی این دو هفته ای که مدرسه اش شروع شده من احساس می کنم که «مامان» شده ام. هر روز صبح و عصر دختر کوچولوها برایم دلبری می کنند. یکی از لباس … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در رها, یادداشت های روزانه | ۲ پاسخ

به بچه های قرن بیست و یکم چه بگوییم ما مادرهای قرن بیستمی؟

۱- عصر همان روزی که رها را بردم سینما به تماشای فیلم دامبو، درست وقتی که خوشحال بودم که می توانم او را در این فانتزی شریک کنم که بچه ها را لک لک ها می آورند برای مادرانشان و … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در رها, یادداشت های روزانه | دیدگاه‌ها برای به بچه های قرن بیست و یکم چه بگوییم ما مادرهای قرن بیستمی؟ بسته هستند

یک حقه مادرانه یا چه کار کنیم تا بچه امان به حرفمان گوش کند؟

مقدمه: ۱- عنوانی که گذاشته ام دقیقا معنایش این است که دوباره یک جایی رفته ام بالای منبر و شروع کرده ام به موعظه و نصیحت و ارائه راه حل. ولی چون برای خودم هم جالب بود اینجا می نویسم.۲- … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در رها, مادرانه ها | دیدگاه‌ها برای یک حقه مادرانه یا چه کار کنیم تا بچه امان به حرفمان گوش کند؟ بسته هستند

اختلاط زبانی

توی مهد رها، وقتی یک بچه ای می خواهد راهش باز شود یک عبارتی استفاده می کند که معنیش می شود «برو کنار». اما برای من حسی شبیه «بزن کنار» دارد. یک بار رها این عبارت را توی خانه استفاده … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در رها | دیدگاه‌ها برای اختلاط زبانی بسته هستند

Il a un bouton rouge sur le visage.

رها دیوان حافظ را دستش گرفته و دارد می خواند. بر عکس گرفته کتاب را. به فرانسه می گوید او روی صورتش یک دانه قرمز دارد. کسی می داند خال عارض یار حافظ چه رنگی بوده؟!

ارسال شده در رها | دیدگاه‌ها برای Il a un bouton rouge sur le visage. بسته هستند

کتاب بالینی

بزرگترین مشکل من بعد از آمدن به فرانسه بالشم بود. چند ماه طول کشید که یک بالشی پیدا کنم که باعث نشود صبح ها با گردن درد و عضلات گرفته از خواب بیدار شوم. اما همین بالش دیریافته هم چند … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در رها | دیدگاه‌ها برای کتاب بالینی بسته هستند

پندهای خاله خرسه یا وقتی مامان از هر فرصتی برای دادن پند اخلاقی استفاده می کند

رها: بابا بیا بریم استخر سرحال بشیم.من: رها جون تنها چیزی که آدم رو سرحال می کنه خوابه! پی نوشت: اگر از سابقه داستانهای من با خواب رها مطلع نیستید این پست را بخوانید.

ارسال شده در رها, مادرانه ها | یک پاسخ