بایگانی دسته: دسته‌بندی نشده

من اراد شیئا ناله او بعضه…

۱- تمام دوستان و آشنایان و همسایگان فرانسوی در توصیف من در یک کلمه اتفاق نظر دارند: «الگانت». خودشان فکر می کنند که اگر هر بار که مرا می بینند این را به من یادآوری کنند خوشحال می شوم اما… … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | یک پاسخ

خاک میکده را کحل بصر کن!

سال نو برایم دارد خیلی سخت شروع می شود. همین روز اولی یک زخم چند ساله سرباز کرد. سال ۹۳ سال فوق العاده ای بود برایم. بیدار نماندم برای تحویل سال. دلم می خواست که همان ۹۳ ادامه پیدا کند. … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | ۴ پاسخ

یک کادوی بزرگ

الان ساعت ۵ و سی و سه دقیقه است. من یک ساعت قبل از خواب بیدار شدم. کمی بیشت از یک ساعت. چهار و بیست و دو دقیقه. بالاخره توانستم ایده ای پیدا کنم که نگذارد بخوابم. ایده زندگی ام … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | ۲ پاسخ

امانوئل

تمام سال دو هزار و چهارده برای من در انتظار او گذشت. در انتظار اینکه بدانم نظرش راجع به کارم چیست. آخرین بار دسامبر ۲۰۱۳ با هم جلسه داشتیم و بعد  کلا ناپدید شد تا سپتامبر ۲۰۱۴٫ کریستین یک بار … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | ۸ پاسخ

رویاها و آدمها

پل دارد افتتاح می شود. پل طبیعت. فردا. پنج سال پیش بیشتر به یک رویا شبیه بود. اما لیلا پایش ایستاد. رویایش را محقق کرد. حالا چیزی دارد که تا آخر عمرش بتواند به همه نشان دهد و بگوید «این … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | ۷ پاسخ

Tu me manques ma meilleure amie

داشت در باره بهترین دوستش حرف می زد. نه اینکه بخواهد پز دوستش یا رابطه اشان را بدهد. داشت می گفت که مثلا خودش چقدر خوب بلد است رابطه دوستانه را از رابطه کاری جدا کند. این کلمه «بهترین دوست» … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | ۵ پاسخ

تو می دمی و آفتاب می شود…

نمی توانم تحسینش نکنم. هر چقدر هم که تلاش کنم نمی توانم. نمی توانم وقتی هست چشم از او بردارم. حتی کوچکترین حرکاتش هم بی نظیر است. بعضی وقتها فکر می کنم که چطور می شود یک آدم اینقدر چند … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌ها برای تو می دمی و آفتاب می شود… بسته هستند

I can hear the sounds of violins long before it begins.

برای من شهریور که از نیمه بگذرد، تابستان دیگر تمام شده. پاییز شده. مثل بهار که پانزده روز زودتر از اول فروردین شروع می شود. به این نیمه اول سالم که نگاه می کنم خودم را فقط در یک حالت … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌ها برای I can hear the sounds of violins long before it begins. بسته هستند

پیام های بازرگانی: ایران برای فرانسوی ها

خیلی وقتها فرانسویها ازم خواستن که به عنوان یک ایرانی ایران رو معرفی کنم. راجع به شعر و موسیقی و معماری و فیلم پرسیدن. راجع به آشپزی، سنت ها و اخلاق جمعی. در لحظه جواب دادن به اون سوالها بعضی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌ها برای پیام های بازرگانی: ایران برای فرانسوی ها بسته هستند

سلام دنیا!

به وردپرس خوش آمدید.‌این نخستین نوشته‌‌ی شماست. می‌توانید ویرایش یا پاکش کنید و پس از آن وبلاگ نویسی را آغاز کنید!

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌ها برای سلام دنیا! بسته هستند