بایگانی ماهیانه: اسفند ۱۳۹۵

دخترم رز

* هشدار: این داستان هنوز کامل نیست. با وجود فریادهای رودخانه همیشه غران، صدای فرانسواز هاردی تا اواسط پل به گوش می رسید: «دوست من رز دیروز صبح مرد». مردن رز توجه کسی را به خود جلب نکرد. همه در … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در تمرین نوشتن, شبه داستان | دیدگاه‌ها برای دخترم رز بسته هستند