بایگانی ماهیانه: آذر ۱۳۹۴

در آستانه سی و چهار سالگی

خیلی ها داستان پستچی چیستا یثربی را دنبال کردند. من هم از قسمت هفدهم به بعد هر روز صبح که چشمانم را باز می کردم قبل از اینکه از تخت بیرون بیایم قسمت جدید را می خواندم. حتی شجاعت اینکه بتوانم … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در تردیدها و دغدغه ها, هیچ, یادداشت های روزانه | ۲ پاسخ

جمعه سیزدهم

کار به عنوان یک تولید کننده محتوای نوشتاری استعدادِ نداشته ام در نوشتن را گرفته. خیلی وقتها خیلی حرفها هست که دلم می خواهد بزنم ولی… از تصور اینکه دوباره در حال تایپ کردن باشم حس بدی پیدا می کنم. … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در تجربه های من, تردیدها و دغدغه ها, هیچ, یادداشت های روزانه | ۵ پاسخ