یک حقه مادرانه یا چه کار کنیم تا بچه امان به حرفمان گوش کند؟

مقدمه:
۱- عنوانی که گذاشته ام دقیقا معنایش این است که دوباره یک جایی رفته ام بالای منبر و شروع کرده ام به موعظه و نصیحت و ارائه راه حل. ولی چون برای خودم هم جالب بود اینجا می نویسم.
۲- کلی کتاب هست راجع به اینکه چه کار کنیم بچه ها به حرف ما گوش کنند. بهترینش به نظر من «به بچه ها گفتن؛ از بچه ها شنیدن» است. چیزهایی که من قرار است بگویم حتما یک جایی توی یک کتابی نوشته شده اما… به نظرم چون تجربه شخصی من است شاید اینکه با زبان من گفته شود برای بعضی ها ارزشمند باشد.
***

من با رها خیلی مشکل داشتم سر این موضوع «حرف گوش کن بودن»؛ سر غذا خوردن، خوابیدن، مسواک زدن، حمام کردن، جمع کردن اسباب بازی ها و خیلی چیزهای دیگر.اصلا دوست نداشت کاری که من می گویم را انجام دهد. در عین حال درک زبانی اش هم آنقدر نبود که بشود تکنیک های کتاب ها را رویش پیاده کرد. معجزه زمانی اتفاق افتاد که ما از ایران برگشتیم. برای مدت اقامتمان توی ایران برایش یک مسواک نو برده بودم. بعد از برگشت، توی دستشویی دو تا مسواک داشت. شب ها یکی از لذت هایش این بود که انتخاب کند می خواهد با مسواک زرد دندانهایش را تمیز کند یا با مسواک سبز. قبل تر فقط بین اینکه مسواک بزند یا نزند انتخاب می کرد. ما می گفتیم مسواک بزن و او می گفت نه. حالا گزینه هایش عوض شده بود. اما خود عمل انتخاب سر جایش بود. بعدتر این موضوع را سر چیزهای دیگر هم امتحان کردم. اینکه می خواهی با مامان بروی برای خواب حاضر شوی یا با بابا. اینکه می خواهی با ماشین بروی توی تختت یا با هواپیما. اینکه می خواهی ماست بخوری یا پنیر. اینکه می خواهی پتوی صورتی را بیندازی رویت یا پتوی قرمز را. قبل تر ادبیاتمان این بود که بیا برویم حاضر شویم برای خواب؛ بیا بغلم بگذارمت توی تختت؛ این پنیر را بخور؛ پتویت را بنداز رویت. طبیعتا او چون می خواست شخصیتش و استقلالش از ما را نشان دهد مخالفت می کرد. اما او حالا شخصیتش را توی انتخاب از میان گزینه هایی که ما برایش تعریف کرده ایم و هر دویش برای ما علی السویه است پیدا می کند. 

این نوشته در رها, مادرانه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.