یکی زندگی را گذاشته روی دور کُند

صبح یکی از ماهیهای قرمز ح مرد. عصر زاها حدید. در فاصله این دو مرگ من روی تزم کار کردم، یک ناهار نسبتا مفصل خوردم، کلی اینستاگرام بازی و فیس بوک بازی و معاشرت مجازی کردم، رفتم پارک پیاده روی و یک عالمه عکس خوب گرفتم، کتاب خواندم، چندین صفحه توی دفترم نوشتم، کلی فکر کردم، حتی چند تا از پست های قدیمی خودم را خواندم و … هنوز ساعت هفت است و دقیقه ها برای اینکه بگذرند جان می کنند. هنوز یک ساعت و نیم مانده تا تاریک شدن هوا. نمی دانم منتظر چه هستم ولی امروز به طرز عجیبی کِشدار و کُشنده است. انتظار اتفاقی که نمی دانم چیست دارد دیوانه ام می کند.

این نوشته در چله ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

2 پاسخ به یکی زندگی را گذاشته روی دور کُند

  1. زری می‌گوید:

    سلام عتیق جان. سال نو مبارک، انشاالله سال ۹۵ برات سال خوبی باشه. چقدر تو این دو هفته پستهات زیاد شده بود من رو یاد اون اوایل وبلاگ نویسی ات انداخت:) امیدوارم نوشتن حالت رو بهتر و بهتر کنه … نمیدونم چرا یه ذره دلم شور زد مخصوصا با خوندن بخشهایی از پست هات. به هر حال برای تو آرزوی آرامش میکنم

    • عتیق می‌گوید:

      سلام. سال نوی شما هم مبارک… مرسی از لطفت. البته نمی تونم بگم که همه چی عالیه و …. ولی بد هم نیست. نگران نباش. در هر صورت ممنون.

دیدگاه‌ها بسته هستند.