مهربانی

آنقدر می بوسمت
تا بوسیدن را یاد بگیری؛
آنقدر برایت حرف می زنم
تا دیگر احساس تنهایی نکنی؛
آنقدر می خندانمت
تا غصه هایت را فراموش کنی؛
آنقدر توی چشمانت زل می زنم
تا دیگر نگاهت را ندزدی؛
آنقدر دستانت را می گیرم
تا سرما را از وجودت بیرون کنی.
این منم
مهربانی
قلبت را به رویم باز کن.

هشتم اسفند ۱۳۹۲

این نوشته در هیچ ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.