محض یادآوری

مقدمه: کریستین خواسته که یک گزارش بنویسم از یک کاری که همان اوایل تزم انجام داده بودم. مجبور شدم بروم سراغ دفترهای قدیمی ام. ته یکی اشان یک چیزی پیدا کردم که لیست خواسته ها و انتظارات من از همسر است. دو سال پیش خواسته بود برایش بنویسم. خواندنش برای خودم هم خیلی جالب بود؛ و البته خیلی خنده دار. اینجا می گذارمشان (با اندکی تلخیص) شاید آنهایی که کمتر شخصی اند به درد بقیه هم بخورد!
منشور همسری
– مرا  دوست داشته باش؛ با صمیمیت، وفاداری و احترام.
– به من اعتماد داشته باش. تا وقتی از خودم در مورد کارهایم نپرسیده ای بهترین قضاوت ممکن را انجام بده. به من خوشبین باش.
– به ارزش هایی که من با آنها بزرگ شده ام احترام بگذار.
– اگر اشتباه کردی همان موقع عذرخواهی کن حتی اگر فقط ده درصد مقصر بوده ای.
– از من یک آدم دیو بی صفت سنگدل نساز (چون نیستم!)
– در کارهای خانه مشارکت کن.
– از خانه داری و بچه داری من ایراد نگیر.
– بپذیر که زن ها از مردها توانایی جسمی کمتری دارند و در نتیجه بیشتر خسته می شوند و به استراحت بیشتری نیاز دارند.
– وقتی من مریض می شوم یا نیاز به استراحت دارم مریض و خسته نباش (لطفا!).
– برای همرنگِ جماعتِ مردها شدن در مورد رابطه امان اغراق نکن، تظاهر نکن و دروغ نگو (حداقل جلوی من).
– در موقعیت هایی که دچار شوک شده ام بغلم کن (حتی جلوی بقیه).
– فکر نکن که من با خانواده ات مشکل دارم یا برایشان احترام قائل نیستم. اگر انتقاد می کنم دلیلش این است که خودم را عضو خانواده می دادم و این حق را برای خودم قائلم. معنایش بی احترامی یا بی ادبی نیست.
– تمام حقوقی که برای خواهرانت در مقابل خانواده شوهر قائلی برای من هم در برابر خانواده ات قائل باش.
– مرا مجبور نکن کاری بکنم که نمی خواهم یا جایی بیایم که راحت نیستم (چه واقعی و چه مجازی؛ چه با زور و چه با خواهش).
– یک کاری را که وقتی خودت انجام می دهی بزرگ و مهم است وقتی من انجام می دهم بی ارزش جلوه نده.
– شک و تردید مرا تحریک نکن.
– فکر نکن تا از خانه می روی بیرون من می روم سراغ تبلتت. (!)
– برای برنامه های شخصی من به اندازه برنامه های شخصی خودت ارزش قائل شو (البته با درنظر گرفتن تفاوت ها).
– در مورد کارهای مشترکمان سعی کن در موعد مقرر کار را تمام کنی چون اگر دیر بشود من عصبی می شوم.
– مرا مسخره نکن.
– حرفی را که به آن اعتقاد نداری نزن؛ چه در دعوا و چه در غیر دعوا. از حرفهای من برداشت بد نکن.
– هر چند وقت یک بار برایم کادو بخر.
– هر دو روز یک بار وقت بگذار که با هم یک برنامه هر چند کوتاه دو نفره داشته باشیم.
– کارهایی را که می دانی اگر دیگران بدانند به من متلک می گویند یا سرکوفت می زنند انجام نده.
– مرا  دوست داشته باش؛ با صمیمیت، وفاداری و احترام.
پی نوشت: الان اگر دوباره بخواهم این لیست را بنویسم خیلی از مواردش را حذف می کنم. نه برای اینکه برآورده شده اند؛ برای اینکه فکر می کنم برای یک سری از انتظارات آدم باید خودش زمینه را فراهم کند. تا زمینه فراهم نباشد آدم به خیلی از خواسته هایش نمی رسد. 
این نوشته در کهنه خاطرات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

2 پاسخ به محض یادآوری

  1. Anonymous می‌گوید:

    نتیجه گیری آخر در مورد زمینه را خیلی‌ دوست داشتم. به نظرم گام اول در احیای حقوقمان همین است: که به جای طلب کردن، در مسیر محقق کردن آنچه می‌خواهیم قدم برداریم و دشواری‌های رشد را بدون شهید نمایی بپذیریم…

  2. Shadi می‌گوید:

    بعضی هاش حرف دل من هم بود

دیدگاه‌ها بسته هستند.