به کُل ببخش نه به جزء

گفتم حالم خیلی بد است؛ گفتم احساس پوچی می کنم؛ گفتم جای درستی نیستم.

گفت نقش خودت را پیدا کن؛ گفت به کُل ببخش نه به جزء؛ گفت خودت را سبک کن تا جریان آب تو را از میان برگها و چوب ها و آشغال ها بیرون بکشد.

گفت به کُل بخشیدن یعنی برای کل نظام هستی کار کردن؛ برای پرنده های مختلف دانه پاشیدن؛ جاهای مختلف درخت کاشتن؛ به آدمهای مختلف خوبی کردن. گفت … خودت را بسط بده؛ خودت را توی تمام هستی تکرار کن.

این نوشته در حال خوب, هستن ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.