آدم کی می شود وبلاگ نویس؟

این روزها یک سوال ذهنم را مشغول کرده. اینکه آدم کی می شود وبلاگ نویس؟ خواننده های وبلاگش به چند تا که برسند یا چند  تا پست که بنویسد یا چند جا که لینک وبلاگش را بگذارند…؟ معیار چیست؟ و سوال کلی تر اینکه آدم باید برای چند نفر بنویسد؟ چند نفر که نوشته هایت را بخوانند باید بنویسی؟ صد نفر، دویست نفر، هزار نفر، چند نفر؟ به نظر من یکی که بوبلاگ نویس بودن یشتر به طول زمانی که از شروع نوشتنت می گذرد مربوط است؛ چه سالی یک پست نوشته باشی و چه روزی ۴ تا باید یک مدتی بگذرد تا نطفه بی جان وبلاگت به یک موجود زنده تبدیل شود. برای من که هنوز نشده و نمی دانم آدمی به عجولی من می تواند اینقدر صبر کند یا نه. خوبیش این است که زمان به هر حال می گذرد؛ چه روزها را بشماری و چه متوجه گذر فصل ها نشوی. امید هست که یک روزی برسد که من هم وبلاگ نویس بشوم. امید هست آیا؟؟؟
این نوشته در وبلاگ ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

4 پاسخ به آدم کی می شود وبلاگ نویس؟

  1. آدم هر چیزی رو هم که مینویسه فکر میکنه که فلان وبلاگ نویس حتمن بهتر از او فلان مطلب رو مینوشت.فکر کنم وقتی که این احساس رو نداشته باشیم اونوقت شاید بتونیم توی خلوت خودمون به خومون بگیم بلاگر.

  2. عتیق می‌گوید:

    با اینکه هر کسی تجربه های شخصی خودشو داره و این تفاوت تجربه ها و تفاوت نوع نگاه هاست که باعث می شه خیلی از وبلاگ ها جالب باشن برای خوندن ولی… واقعا بعضی ها مطالب خیلی ساده رو هم فوق العاده می نویسن. در مقایسه با اونها سخته که آدم به خودش بگه وبلاگ نویس. مگر اینکه کلا مقایسه نکنه که نسل ما از بچگی با این که “به فلانی نگاه کن یاد بگیر” بزرگ شده!

  3. ساغر می‌گوید:

    شما وبلاگ نویس خیلی خوبی هستید، جزء وبلاگهایی که وقتی پیدایتان کردم در دم تا جاییکه وقت داشتم خواندم پست هایتان را، اما من خودم وقتی وبلاگی را مرور می کنم اول به نحوه نگارش و روان بودن قلم وبلاگ نویس توجه می کنم و بعد که جذب شدم نگاهی هم به تاریخ تولد و تعداد پست هایش می اندازم، و این نقطه ضعف شخص خودم است که همیشه فکر می کنم چون تازه کارم وبلاگ نویس نیستم و هنوز خیلی کار دارد تا عنوان وبلاگ نویس بگیرم، اما نظرم راجع به کامنت این است که شمار کامنت ها نشانی از تعداد خواننده ها ندارد، خیلی ها به شمول خودم روزانه وبلاگ های زیادی را می خوانیم اما خیلی کم رخ می دهد برای وبلاگی کامنت بگذارم، که احتمالا” از تنبلی است یا اینکه آدم با خودش می گوید یکی دیگر اینرا خواهد نوشت و از کنارش رد می شود!

  4. عتیق می‌گوید:

    ممنون از لطفت. ولی فکر می کنم یک کم دیر شروع کردم. البته من بلد نیستم اتفاقات رو خیلی قشنگ بنویسم ولی بلدم که از یه زاویه ای به موضوع نگاه کنم که شاید متفاوت باشه یا اینکه مثلا چند تا اتفاق رو که در چند برهه زمانی مختلف افتاده با هم ترکیب کنم. به هر حال ما توی معماری تنها چیزی که یاد گرفتیم ترکیب کردنه!

دیدگاه‌ها بسته هستند.